
مسيرهاي منتهي به "تجمع بزرگ عاشورائيان " روز چهارشنبه تهران توسط شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي اعلام شد.
به گزارش فارس، شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي با صدور اطلاعيهاي شماره دو، ضمن عرض تسليت مجدد مصيبت عظمي و جانكاه هتك حرمت عاشوراي حسيني توسط فتنهگران و آشوبطلبان، مسيرهاي منتهي به تجمع بزرگ عاشورائيان شهر تهران را كه فردا چهارشنبه «09/10/1388» رأس ساعت «15:00» در ميدان انقلاب برگزار ميشود، اعلام نمود.
مسير شماره يك: ميدان امام حسين(ع)، ميدان فردوسي، ميدان انقلاب
مسير شماره دو: ميدان آزادي، خيابان آزادي، ميدان انقلاب
مسير شماره سه: ميدان حر، خيابان كارگر جنوبي، ميدان پاستور، ميدان انقلاب
مسير شماره چهار: خيابان كارگر شمالي، تقاطع بلوار كشاورز، ميدان انقلاب
مسير شماره پنج: ميدان وليعصر(عج)، خيابان وليعصر(عج)، چهار راه وليعصر(عج)، ميدان انقلاب
مسير شماره شش: ميدان جمهوري، خيابان شهيد نواب صفوي، خيابان آزادي، ميدان انقلاب
اين مراسم با حضور هيئات مذهبي، دستهجات عزاداري و سينهزني و حضور آگاهانه تمام شيفتگان و دلدادگان سيد و سرور آزادگان جهان، حضرت ابا عبدالحسين «عليهالسلام» با سخنراني حضرت حجتالاسلام و المسلمين «سيداحمد علمالهدي»، امام جمعه مشهد و مداحي «حاج سعيد حداديان» و نوحهخواني مادحين و ذاكرين اهل بيت عصمت و طهارت «عليهم السلام» در رثاي مصيبت جانسوز شهداي كربلا و محكوميت هتاكي فتنهگران فرصتطلب به عاشوراي حسيني برگزار ميشود.
شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي از همهي آحاد، اقشار و اصناف مختلف مردمي، همه جريانات سياسي معتقدبه انقلاب و اصل ولايت فقيه و امت شهيدپرور و عاشورايي ايران اسلامي خواست تا با شور حسيني، بصيرت عاشورايي و حماسهي كربلايي خود نداي "هل من ناصر " حسيني را لبيك گفته و ضمن بيعت مجدد با آرمانهاي امام راحل(ره) و تبعيت از مقام عظماي ولايت، شعار "هيهات منا الذله " را سر دهند.
كار از تغيير شعارها آغاز شد. سال 59 در ميتينگ مجاهدين خلق (منافقين) در ورزشگاه امجديه سوت و كف جايگزين اللهاكبر شد. همانگونه كه ميخواستند با «مرگ بر شوروي»، «مرگ بر امريكا» را به فراموشي بسپارند، خيلي زود به اسلحه كشيدن به روي مردم رسيدند. روز 30 خرداد 60 روز ريخته شدن خون امت حزبالله در خيابانهاي تهران بود. بازيگردانان، بزرگان انقلاب را هدف گرفته بودند. بهشتي، باهنر، رجايي، آيت، قدوسي، مدني، دستغيب،اشرفي اصفهاني و صدوقي نيز به دست منحرفين به شهادت رسيدند. خروج از ايران، ورود به بغداد و همنشيني با صدام هم پس از انحرافات عقيدتي موضوع عجيبي نبود. انقلاب ايدئولوژي ماجرا را جالبتر كرد. مريم قجرعضدانلو، كه رسانههاي غربي او را عروس هميشه در حجله ميخواندند، به فاصله چند روز از طلاق از ابريشمچي ،زن سوم مسعود رجوي شد و نهايت قصه تصويري است كه ميبينيد« جشن و پايكوبي در روز عاشورا!»

***
كار از يك دروغ شروع شد. اعلام پيروزي در انتخابات، در حالي كه هنوز شمارش آرا آغاز نشده بود. فرداي آن روز سبز بر نيزه شد و خيابانهاي مركزي تهران به آشوب كشيده شد.
آنها يك حرف داشتند: عبور از قانون و اين مسئلهاي نبود كه انقلاب اسلامي و رهبري آن زيربارش بروند. روز 30 خرداد 88، روز ريخته شدن خون امت حزبالله در خيابانهاي تهران بود. اين بار اما بازيگردانان پختهتر بودند. هتك حرمت نظام اسلامي در دستور كار قرار گرفت. كشتهسازي، شايعه تجاوز و جنايت.
شعارها هم تغيير كرده بودند، در روز قدس «نه غزه نه لبنان»، در روز 13 آبان «مرگ بر روسيه» و «جمهوري ايراني» و در روز 16 آذر حاصل، برداشت شد: اسائه ادب به امامخميني(ره).
سران فتنه اما هنوز امنيت و آرامش را نميخواستند. پس روز تاسوعا و عاشورا اغتشاشگري را در دستور كار قرار دادند و با اهانت به مقدسات تشيع و شعار «مرگ بر جمهوري اسلامي» به چند خيابان تهران آمدند كه حمايت پهلويها، امريكا، انگليس و منافقين را پشت سر داشتند و نتيجه باز همان بود: «سوت و كف و پايكوبي در ظهر عاشورا!» اين در حالي بود كه فتنه سال 88 يك قدم هم از فتنه منافقين جلوتر رفته بود.
یا علی
نوشته شده توسط باران در سه شنبه 1388/10/08 ساعت 22:21 موضوع | لینک ثابت
|
|
قسمت اول:روی داد های دهم محرم الحرام
چهار حادثه مهم شب عاشورا
1. در شب عاشورا به "محمد بن بشیر حضرمی" یكی از یاران امام حسین علیهالسلام خبر دادند كه فرزندت در سرحدّ ری اسیر شده است. او در پاسخ گفت: ثواب این مصیبت او و خود را از خدای متعال آرزو ميكنم و دوست ندارم فرزندم اسیر باشد و من زنده بمانم. امام حسین علیهالسلام چون سخن او را شنید فرمود: خدا تو را بیامرزد، من بیعت خود را از تو برداشتم، برو و در آزاد كردن فرزندت بكوش.
محمد بن بشیر گفت: در حالی كه زنده هستم، طعمه درندگان شوم اگر چنین كنم و از تو جدا شوم.
امام علیهالسلام پنج جامه به او داد كه هزار دینار ارزش داشت و فرمود: پس این لباسها را به فرزندت كه همراه توست بسپار تا در آزادی برادرش مصرف كند.25
2. امام حسین علیهالسلام در سخنرانی شب عاشورا خبر از شهادت یاران خود داد و آنان را به پاداش الهی بشارت داد. در این مجلس "قاسم بن الحسن" به امام علیهالسلام عرض كرد: آیا من نیز به شهادت خواهم رسید؟ امام با عطوفت و مهربانی فرمود: فرزندم! مرگ در نزد تو چگونه است؟ عرض كرد: ای عمو! مرگ در كام من از عسل شیرینتر است. امام علیهالسلام فرمودند: آری تو نیز به شهادت خواهی رسید بعد از آنكه به رنج سختی مبتلا شوی، و همچنین پسرم عبداللّه (كودك شیرخوار) به شهادت خواهد رسید.
قاسم گفت: مگر لشكر دشمن به خیمهها هم حمله ميكنند؟ امام علیهالسلام به ماجرای شهادت عبداللّه اشاره نمودند كه قاسم بن الحسن تاب نیاورد و زارزار گریست و همه بانگ شیون و زاری سر دادند.26
3. امام علیهالسلام در شب عاشورا دستور دادند برای حفظ حرم و خیام، خندقی را پشت خیمهها حفر كنند. حضرت دستور داد به محض حمله دشمن چوبها و خار و خاشاكی كه در خندق بود را آتش بزنند تا ارتباط دشمن از پشت سر قطع شود و این تدبیر امام علیهالسلام بسیار سودمند بود.27
روز عاشورا
و اینك میدانی دوباره، اینك 72 یار و هزاران دشمن كینهتوزی كه رحم و مروّت را از ازل نیاموختهاند. اینك عاشورا كه هر چه از آن بگوییم كم گفتهایم، از برخوردهای جلاّدانه سپاه عمر بن سعد، یا عنایات و الطاف سیدالشهداء علیهالسلام .
سردارانی، سپاه عظیمی را به سوی جهنم رهبری ميكردند و امام معصومی لشكر كم تعداد خود را به بهشت بشارت ميداد... و سرانجام شهادت، خون، نیزه، عطش و اطفال، تازیانه و سرهای بریده، آه از اسارت و شام، آه از خرابه و...
تا به قتلت عدو شتاب گرفت چرخ را سخت اضطراب گرفت
ریخت خون مقدّست به زمین آسمان زاشك آب گرفت
ابر خون ماه عارضت پوشاند همه گفتند آفتاب گرفت
ناله مصطفی به گوش رسید موج خون زچشم بوتراب گرفت
شد سیه رنگ آسمان از خشم كه زخونت زمین خضاب گرفت
آن تن پاره پاره را دربر گه سكینه گهی رباب گرفت
شست زینب زاشك جسمت را بلكه از چشم خود گلاب گرفت
بر تن پاره پاره داد سلام زآن بریده گلو جواب گرفت
هردم از زخم بيحساب تَنَتْ خم شد و بوسه بيحساب گرفت
بر گرفته شده از سایت شهید آوینیwww.aviny.comکه خود مطالب درون سایت از کتب معتبری که در پا ورقی آمده است استفاه شده است.

قسمت دوم:شعر
شب شور عالمینه
شب عباس و حسینه
دلای دیوونه ، امشب
همه بین الحرمینه
امشب آسمون چی داره؟
که به پای تو بباره
حنای ماه و ستاره
پیش تو رنگی نداره
همه ارض و سماء
همه اهل آسمان
شده ذکر لبشون
یا سفینة النجاة یا سفینة النجاة ....
************************************
تا ابد جلوه گه حقّ و حقيقت سر ِ تست
معنى مكتب تفويض، على اكبر تست
اى حسينى كه تويى مظهر آيات خداى
اين صفت از پدر و جدّ تو در جوهر تست
درس آزادگى عبّاس به عالم آموخت
زآن كه شد مست از آن باده كه در ساغر تست
طفل شش ماهه تبسّم نكند، پس چه كند؟!
آن كه بر مرگ زند خنده على اصغر تست
اى كه در كرب و بلا بى كس و ياور گشتى
چشم بگشا و ببين خلق جهان ياور تست
خواهر غمزده ات ديده سرت بر نى و گفت:
آن كه بايد به اسيرى برود خواهر تست
اى حسينى كه به هر كوى عزاى تو به پاست
عاشقان را نظرى در دَم جانپرور تست
خواست «مهران» بزند بوسه سراپاى تو را
ديد هرجا اثر تير ز پا تا سر تست
احمد مهران
قسمت سوم:احادیثیاز امام حسین علیه السلام
رسيدن به آرزوها
امام حسین (ع): كسی كه بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد ، ديرتر به آروزيش میرسد و زودتر به آنچه میترسد گرفتار میشود .
زيبايي مرگ (شهادت)
امام حسین (ع): مرگ ـ برای فرزند آدم ـ چونان گردنبندی است زيبا، بر گردن دختركانی نورسته.
بدترين اوصاف زمامداران
امام حسین (ع): بدترين اوصاف زمامداران، ترس از دشمنان و بی رحمی بر ناتوانان و خودداری هنگام بخشش است .
شکر
امام حسین (ع) : شکرگزاری برای نعمت پيشين، نعمت تازه ای را سبب می شود .
ياري در جوانمردی
امام حسین (ع): آنکس که بخشش تورا بپزيرد، تو را در جوانمردی کمک کرده است .
التماس دعا.....اگه برای ما هم دعا نکردین عیبی نداره برای
مردم مظلوم فلسطین دعا یادتون نره ه ه !!!!
نوشته شده توسط باران در یکشنبه 1388/10/06 ساعت 22:3 موضوع تندیس عشق | لینک ثابت
2. شمر كه با قصد جنگ وارد كربلا شده بود، از عبیداللّه بن زیاد امان نامهای برای خواهرزادگان خود و از جمله حضرت عباس علیهالسلام گرفته بود كه در این روز امان نامه را بر آن حضرت عرضه كرد و ایشان نپذیرفت.
شمر نزدیك خیام امام حسین علیهالسلام آمد و عباس، عبداللّه، جعفر و عثمان (فرزندان امام علی علیهالسلام كه مادرشان امالبنین علیهاالسلام بود) را طلبید. آنها بیرون آمدند، شمر گفت: از عبیداللّه برایتان امان گرفتهام. آنها همگی گفتند: خدا تو را و امان تو را لعنت كند، ما امان داشته باشیم و پسر دختر پیامبر امان نداشته باشد؟!22
3. در این روز اعلان جنگ شد كه حضرت عباس علیهالسلام امام علیهالسلام را باخبر كرد. امام حسین علیهالسلام فرمود: ای عباس! جانم فدای تو باد، بر اسب خود سوار شو و از آنان بپرس كه چه قصدی دارند؟
حضرت عباس علیهالسلام رفت و خبر آورد كه اینان ميگویند: یا حكم امیر را بپذیرید یا آماده جنگ شوید.
امام حسین علیهالسلام به عباس فرمودند: اگر ميتوانی آنها را متقاعد كن كه جنگ را تا فردا به تأخیر بیندازند و امشب را مهلت دهند تا ما با خدای خود راز و نیاز كنیم و به درگاهش نماز بگذاریم. خدای متعال ميداند كه من بخاطر او نماز و تلاوت قرآن را دوست دارم.23
حضرت عباس علیهالسلام نزد سپاهیان دشمن بازگشت و از آنان مهلت خواست. عمر بن سعد در موافقت با این درخواست تردید داشت، سرانجام از لشكریان خود پرسید كه چه باید كرد؟ "عمرو بن حجاج" گفت: سبحان اللّه! اگر اهل دیلم و كفار از تو چنین تقاضایی ميكردند سزاوار بود كه با آنها موافقت كنی.
عاقبت فرستاده عمر بن سعد نزد عباس علیهالسلام آمد و گفت: ما به شما تا فردا مهلت ميدهیم، اگر تسلیم شدید شما را به عبیداللّه ميسپاریم وگرنه دست از شما برنخواهیم داشت.24
بر گرفته شده از سایت شهید آوینیwww.aviny.comکه خود مطالب درون سایت از کتب معتبری که در پا ورقی آمده است استفاه شده است.

قسمت دوم:شعر
انگار ادب به محضرش مکتب یافت
و حب و حیا به دست او وحدت یافت
آن لحظه که گفت برادرت را دریاب
از حضرت فاطمه خودش رخصت یافت
قسمت سوم:حدیث
موارد صبر
امام حسین (ع): در مواردی که حقْ تو را ملزم می سازد ، بر آنچه نمی پسندی ، شکيبا باش و در مواردی که هوای نفس تو را فرا می خواند، از آنچه که به ناحق است و دوست ميداری ، خود را نگه دار .
بدست آوردن چهار خصلت
امام حسین (ع): هر كس نزد ما آيد، حداقل يكی از اين چهار خصلت را خواهد يافت: برهانی متين می شنود، از قضاوتی عادلانه برخوردار می گردد، با برادری سودمند و پرفايده روبرو خواهد شد و ثواب همنشينی با علما هم خواهد برد.
آز و بخشش
امام حسین (ع): حرص و آز نوعی فقر روانی است، سخاوت و بخشش نوعی بی نيازی است .
التماس دعا.....اگه برای ما هم دعا نکردین عیبی نداره برای
مردم مظلوم فلسطین دعا یادتون نره ه ه !!!!
نوشته شده توسط باران در شنبه 1388/10/05 ساعت 21:49 موضوع | لینک ثابت
2. در این روز "یزید بن حصین همدانی" از امام علیهالسلام اجازه گرفت تا با عمر بن سعد گفتگو كند. حضرت اجازه داد و او بدون آنكه سلام كند بر عمر بن سعد وارد شد؛ عمر بن سعد گفت: ای مرد همدانی! چه چیز تو را از سلام كردن به من بازداشته است؟ مگر من مسلمان نیستم؟ گفت: اگر تو خود را مسلمان ميپنداری پس چرا بر عترت پیامبر شوریده و تصمیم به كشتن آنها گرفتهای و آب فرات را كه حتی حیوانات این وادی از آن مينوشند از آنان مضایقه ميكنی؟
عمر بن سعد سر به زیر انداخت و گفت: ای همدانی! من ميدانم كه آزار دادن به این خاندان حرام است، من در لحظات حسّاسی قرار گرفتهام و نميدانم باید چه كنم؛ آیا حكومت ری را رها كنم، حكومتی كه در اشتیاقش ميسوزم؟ و یا دستانم به خون حسین آلوده گردد، در حالی كه ميدانم كیفر این كار، آتش است؟ ای مرد همدانی! حكومت ری به منزله نور چشمان من است و من در خود نميبینم كه بتوانم از آن گذشت كنم.
یزید بن حصین همدانی بازگشت و ماجرا را به عرض امام علیهالسلام رساند و گفت: عمر بن سعد حاضر شده است شما را در برابر حكومت ری به قتل برساند.18
3. امام علیهالسلام مردی از یاران خود بنام "عمرو بن قرظة" را نزد ابن سعد فرستاد و از او خواست تا شب هنگام در فاصله دو سپاه با هم ملاقاتی داشته باشند.
شب هنگام امام حسین علیهالسلام با 20 نفر و عمر بن سعد با 20 نفر در محل موعود حاضر شدند. امام حسین علیهالسلام به همراهان خود دستور داد تا برگردند و فقط برادر خود "عباس" و فرزندش "علياكبر" را نزد خود نگاه داشت. عمر بن سعد نیز فرزندش "حفص" و غلامش را نگه داشت و بقیه را مرخص كرد.
در این ملاقات عمر بن سعد هر بار در برابر سؤال امام علیهالسلام كه فرمود: آیا ميخواهی با من مقاتله كنی؟ عذری آورد. یك بار گفت: ميترسم خانهام را خراب كنند! امام علیهالسلام فرمود: من خانهات را ميسازم. ابن سعد گفت: ميترسم اموال و املاكم را بگیرند! فرمود: من بهتر از آن را به تو خواهم داد، از اموالی كه در حجاز دارم. عمر بن سعد گفت: من در كوفه بر جان افراد خانوادهام از خشم ابن زیاد بیمناكم و ميترسم آنها را از دم شمشیر بگذراند.
حضرت هنگامی كه مشاهده كرد عمر بن سعد از تصمیم خود باز نميگردد، از جای برخاست در حالی كه ميفرمود: تو را چه ميشود؟ خداوند جانت را در بسترت بگیرد و تو را در قیامت نیامرزد. به خدا سوگند! من ميدانم كه از گندم عراق نخواهی خورد!
ابن سعد با تمسخر گفت: جو ما را بس است.
بر گرفته شده از سایت شهید آوینیwww.aviny.comکه خود مطالب درون سایت از کتب معتبری که در پا ورقی آمده است استفاه شده است.
قسمت دوم:شعر
ای قد تو سرو ریاض حسین(ع)
نور دل فاطمه(س) را نور عین
جوانی و به رهروان پیرعشق
اکبری و طنین تکبیر عشق
یم ؛ چو حبابی ست به پیش نَمَت
مسیح را چشم شفا ازدمت
یوسف اگر روی تو را دیده بود
بساط حسن خویش برچیده بود
داغ دل لاله به صحرای تویی
مایه مجنونی لیلا تویی
حسین (ع) ؛ خود به عالمی دلبر است
وآنکه بَرَد دل ز حسین اکبر است
قسمت سوم:حدیث
اصلاح جامعه و عمل به احكام
امام حسین (ع): خداوندا، تو آگاهی كه آنچه انجام داديم، نه برای رقابت در كسب جاه و مقام بود و نه برای چيزهاى پوچ و بيهوده دنيا، بلكه برای اين بود كه نشانههای راه دينت را ارائه دهيم و (مفاسد را) در شهرهای تو اصلاح كنيم تا بندگان مظلوم تو در امنيت و آسايش باشند و به احكام تو عمل كنند.
مصرف كردن ثروت
امام حسین (ع): ثروتی را كه داری اگر به مصرف خودت نرسانی ثروت مال تو نيست، تو از آن ثروت هستی، بنابر اين به ثروت خودت امان مده و گرنه او به تو امان نخواهد داد و پيش از آنكه ثروت، تو را به مصرف خود برساند تو آن را به مصرف خويشتن برسان .
بهترين ثروت
امام حسین (ع): بهترين ثروت آن است كه انسان به وسيله آن آبروی خود را حفظ نمايد.
التماس دعا.....اگه برای ما هم دعا نکردین عیبی نداره برای
مردم مظلوم فلسطین دعا یادتون نره ه ه !!!!
نوشته شده توسط باران در جمعه 1388/10/04 ساعت 21:46 موضوع | لینک ثابت
. در روز هفتم محرم عبید اللّه بن زیاد ضمن نامهای به عمر بن سعد از وی خواست تا با سپاهیان خود بین امام حسین و یاران، و آب فرات فاصله ایجاد كرده و اجازه نوشیدن آب به آنها ندهد.15
عمر بن سعد نیز بدون فاصله "عمرو بن حجاج" را با 500 سوار در كنار شریعه فرات مستقر كرد و مانع دسترسی امام حسین علیهالسلام و یارانش به آب شدند.
2. در این روز مردی به نام "عبداللّه بن حصین ازدی" ـ كه از قبیله "بجیله" بود ـ فریاد برآورد: ای حسین! این آب را دیگر بسان رنگ آسمانی نخواهی دید! به خدا سوگند كه قطرهای از آن را نخواهی آشامید، تا از عطش جان دهی!
امام علیهالسلام فرمودند: خدایا! او را از تشنگی بكش و هرگز او را مشمول رحمت خود قرار نده.
حمید بن مسلم ميگوید: به خدا سوگند كه پس از این گفتگو به دیدار او رفتم در حالی كه بیمار بود، قسم به آن خدایی كه جز او پروردگاری نیست، دیدم كه عبداللّه بن حصین آنقدر آب ميآشامید تا شكمش بالا ميآمد و آن را بالا ميآورد و باز فریاد ميزد: العطش! باز آب ميخورد، ولی سیراب نميشد. چنین بود تا به هلاكت رسید.16
بر گرفته شده از سایت شهید آوینیwww.aviny.comکه خود مطالب درون سایت از کتب معتبری که در پا ورقی آمده است استفاه شده است.

قسمت دوم:شعر
خورشید چه عاشقانه پیمان می داد
در وادی طوفان بلا جان می داد
آن روز معلم شهادت، چه غریب
با نای بریده درس ایمان می داد
***
گل غنچه ای از سلاله حیدر بود
افسوس که مثل غنچه ای پرپر بود
آن ظهر عطشناک چه غوغایی کرد
آن مرد که نام کوچکش اصغر بود
قسمت سوم:حدیث
امربه معروف و نهي از منکر
امام حسین (ع): شايسته نيست که انسان مؤمنی گنه کاری را ببيند و بر او انکار ننمايد .
دانا کيست ؟
امام حسین (ع): اگر همه گفتار دانا، نيکو و بحق بود، از خودپسندی در آستانه ديوانگی قرار مي گرفت. همانا دانا کسی است که حق گويی او فراوان باشد .
ياري در جوانمردی
امام حسین (ع): آنکس که بخشش تورا بپزيرد، تو را در جوانمردی کمک کرده است .
شکر
امام حسین (ع) : شکرگزاری برای نعمت پيشين، نعمت تازه ای را سبب می شود .
التماس دعا.....اگه برای ما هم دعا نکردین عیبی نداره برای
مردم مظلوم فلسطین دعا یادتون نره ه ه !!!!
نوشته شده توسط باران در پنجشنبه 1388/10/03 ساعت 22:3 موضوع تندیس عشق | لینک ثابت
1. در این روز عبیداللّه بن زیاد نامهای برای عمر بن سعد فرستاد كه: من از نظر نیروی نظامی اعم از سواره و پیاده تو را تجهیز كردهام. توجه داشته باش كه هر روز و هر شب گزارش كار تو را برای من ميفرستند.
2. در این روز "حبیب بن مظاهر اسدی" به امام حسین علیهالسلام عرض كرد: یابن رسول اللّه! در این نزدیكی طائفهای از بنی اسد سكونت دارند كه اگر اجازه دهی من به نزد آنها بروم و آنها را به سوی شما دعوت نمایم.
امام علیهالسلام اجازه دادند و حبیب بن مظاهر شبانگاه بیرون آمد و نزد آنها رفت و به آنان گفت: بهترین ارمغان را برایتان آوردهام، شما را به یاری پسر رسول خدا دعوت ميكنم، او یارانی دارد كه هر یك از آنها بهتر از هزار مرد جنگی است و هرگز او را تنها نخواهند گذاشت و به دشمن تسلیم نخواهند نمود. عمر بن سعد او را با لشكری انبوه محاصره كرده است، چون شما قوم و عشیره من هستید، شما را به این راه خیر دعوت مينمایم... .
در این هنگام مردی از بنياسد كه او را "عبداللّه بن بشیر" مينامیدند برخاست و گفت: من اولین كسی هستم كه این دعوت را اجابت ميكنم و سپس رجزی حماسی خواند:
قَدْ عَلِمَ الْقَومُ اِذ تَواكلوُا وَاَحْجَمَ الْفُرْسانُ تَثاقَلُوا
اَنِّی شجاعٌ بَطَلٌ مُقاتِلٌ كَاَنَّنِی لَیثُ عَرِینٍ باسِلٌ
"حقیقتا این گروه آگاهند ـ در هنگامی كه آماده پیكار شوند و هنگامی كه سواران از سنگینی و شدت امر بهراسند، ـ كه من [رزمندهای] شجاع، دلاور و جنگاورم، گویا همانند شیر بیشهام."
سپس مردان قبیله كه تعدادشان به 90 نفر ميرسید برخاستند و برای یاری امام حسین علیهالسلام حركت كردند. در این میان مردی مخفیانه عمر بن سعد را آگاه كرد و او مردی بنام "ازْرَق" را با 400 سوار به سویشان فرستاد. آنان در میان راه با یكدیگر درگیر شدند، در حالی كه فاصله چندانی با امام حسین علیهالسلام نداشتند. هنگامی كه یاران بنياسد دانستند تاب مقاومت ندارند، در تاریكی شب پراكنده شدند و به قبیله خود بازگشتند و شبانه از محل خود كوچ كردند كه مبادا عمر بن سعد بر آنان بتازد.
حبیب بن مظاهر به خدمت امام علیهالسلام آمد و جریان را بازگو كرد. امام علیهالسلام فرمودند: "لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ"14
بر گرفته شده از سایت شهید آوینیwww.aviny.comکه خود مطالب درون سایت از کتب معتبری که در پا ورقی آمده است استفاه شده است.
قسمت دوم:شعر
باز محرم شدو دلها شکست
از غم زینب دل زهرا شکست
باز محرم شد و لب تشنه شد
از عطش خاک کمرها شکست
آب در این تشنگی از خود گذشت
دجله به خون شد دل صحرا شکست
قاسم ولیلا همه در خون شدند
این چه غمی بود که دنیا شکست

قسمت سوم:حدیث
آز و بخشش
امام حسین (ع): حرص و آز نوعی فقر روانی است، سخاوت و بخشش نوعی بی نيازی است .
پذيرفتن مسئوليت
امام حسین (ع): هيچ امری را نپذير مگر آنكه خودت را شايسته ی آن بدانی.
آبروداري كردن
امام حسین (ع): كسى كه از تو حاجتى خواسته است، آبروى خود را با درخواست از تو ريخته است، تو ديگر با رد كردن او، آبروى خود را نريز.
التماس دعا.....اگه برای ما هم دعا نکردین عیبی نداره برای
مردم مظلوم فلسطین دعا یادتون نره ه ه !!!!
نوشته شده توسط باران در چهارشنبه 1388/10/02 ساعت 20:25 موضوع تندیس عشق | لینک ثابت
شهید آوینی چه زیبا گفت:و تو چه می دانی که گردن ها را برای این باریک آفریده اند تا در راه حسین زمان سهل تر بریده شود.
مگر جز این بود که اصحاب پیامبر شب ها را تا صبح در سجده های ریا با پیشانی های پینه بسته از جای مهر به عبادت سپری می کردند.و روزی رسید که به خاطر گندم های ری و زرق و برق های دنیوی رو در روی یادگاران پیامبر ایستادند.
و طلوع نکند خورشیدی که در آن روز ما هم به خاطر زرق و برق های دنیوی رو در روی حسین زمان بایستیم.که آن روز ما هم یزید زمانه خواهیم شد.
و من به این می اندیشم که در قبال خون های ریخته شده در حماسه ی عاشورا تا قیامت مدیون هفتاد و دو تن شهید کربلا و هفتاد و دو تن های ممتد هستیم.چرا که اگر آن خون ها ریشه های نهال اسلام را آبیاری نمی کرد امروز درخت تنومندی از اسلام در جهان روییده نمی شد که عالم را از خواب زمستانی بیداری کرده و در حیرت حقیقت عاشورا مانده است.
و آیا در پاسخ فدا کاری های هفتاد و دو تن های زمانه از حسین (ع) تا کنون حقی بر گردن نداریم؟و این حق جز این نیست که با بینش و معرفت عمیق از واقعه ی عاشورا مرگ با عزت را بر زندگی با ذلت ترجیح دهیم؟!و این در سایه جهاد حتی نفر به نفر در مقابل طاغوت و اتحاد مسلمین در برابر قدرت های پوشالی عالم تحقق نمی یابد.که این خود زمینه ساز انقلاب مهدی خواهد بود.نه آن که منزوی در بیابان عبادت ها کنیم و از مردمان دوری گزینیم و زهد و ریا را ترکیب کنیم و به نام عرفان به خورد جامعه دهیم.که این ها بر خلاف مسیر عاشورای حسینی ست.
اگر به دنبال عرفان هستید شهدای کربلا ثابت کردند که محور عرفان هم ولی ست.و به یاد آر که علی اکبر ها و ابالفضل ها در آن روز خونین فقط گقتند امام و امام همه چیزش را در اختیارشان گذاشت.
اللهم العجل الولیک الفرج.
قسمت دوم:روی داد پنجم محرم
۱. در این روز عبیداللّه بن زیاد، شخصی بنام "شبث بن ربعی"10 را به همراه یك هزار نفر به طرف كربلا گسیل داد.11
2. عبیداللّه بن زیاد در این روز دستور داد تا شخصی بنام "زجر بن قیس" بر سر راه كربلا بایستد و هر كسی را كه قصد یاری امام حسین علیهالسلام داشته و بخواهد به سپاه امام علیهالسلام ملحق شود، به قتل برساند. همراهان این مرد 500 نفر بودند.12
3. در این روز با توجه به تمام محدودیتهایی كه برای نپیوستن كسی به سپاه امام حسین علیهالسلام صورت گرفت، مردی به نام "عامر بن ابی سلامه" خود را به امام علیهالسلام رساند و سرانجام در كربلا در روز عاشورا به شهادت رسید.
بر گرفته شده از سایت شهید آوینیwww.aviny.comکه خود مطالب درون سایت از کتب معتبری که در پا ورقی آمده است استفاه شده است.

قسمت سوم:شعر
رحم بنما به دل پر ز غم و کباب من
یا ببر به کربلا با که بیا به خواب من
خواب کربلای تو من رو خرابم می کنه
آروم آروم داره مثل شمعی آبم می کنه
خواب می بینم با تموم رفقا سینه زنان
واسه ی زیارتت راه اوفتاده یه کاروان
روی پرچمی نوشته با خط سرخ سیاه
هر که دارد هوس کربلا بسم الله
کاروان راه اوفتاد و اشک غم از چشام چکید
توی خوابم می بینم تو اشک و ناله ها
انگاری داره می آید بوی زمین کربلا
میون سینه زنی و گریه های بچه ها
چهار تا گلدسته با دو تا گنبد طلا
خواب می بینم زائرها همه می گن وای حسین
خواب می بینم که رسیدیم به بین الحرمین
می بینم تشنه لبم به یاد خشکی لبت
زیارت عاشورا می خونم رو تل زینبت
می بینم یه دفعه زیر رو شد اوضاع فلک
توی بین الحرمین صف کشیده جمع ملک
خواب می بینم که یکی سوار ذوالجنا می یاد
شاه عالم ولی غریب و بی سپاه می یاد
تا رسید به من دیدم امید و آقای من
تک سوار کربلا مهدی آل فاطمه ست
من از دور دیدم که آقای غریبم داره گریه می کنه
سر تکون می ده داره از من گلایه می کنه
آقا گفت با این که می دونم چه قدر گناه کاری
اما چون زائر جد من شدی خوش اومدی
قسمت چهارم:حدیث
رضايت مخلوق
امام حسین (ع): كسانی كه رضايت مخلوق را به بهای غضب خالق بخرند، رستگار نخواهند شد.
چنان كن كه می پسندی با تو آن كنند
امام حسین (ع): درباره برادر مؤمنت پشت سر سخنيی بگو كه دوست داری او پشت سر تو بگويد.
مجادله با دو كس
امام حسین (ع): هرگز با دو كس به گفتگو و مجادله مپرداز: يكی با افراد حليم و بردبار ، ديگرى با افراد نادان و سفيه ، زيرا افراد حليم با حلم و بردباريی بر تو چيره گردند و افراد سفيه آزارت خواهند داد.
التماس دعا.....اگه برای ما هم دعا نکردین عیبی نداره برای مردم مظلوم فلسطین دعا یادتون نره ه ه !!!!
نوشته شده توسط باران در سه شنبه 1388/10/01 ساعت 23:3 موضوع | لینک ثابت
بسم رب شهدا و صدیقین
شهید آوینی چه زیبا گفت:و تو چه می دانی که گردن ها را برای این باریک آفریده اند تا در راه حسین زمان سهل تر بریده شود.
مگر جز این بود که اصحاب پیامبر شب ها را تا صبح در سجده های ریا با پیشانی های پینه بسته از جای مهر به عبادت سپری می کردند.و روزی رسید که به خاطر گندم های ری و زرق و برق های دنیوی رو در روی یادگاران پیامبر ایستادند.
و طلوع نکند خورشیدی که در آن روز ما هم به خاطر زرق و برق های دنیوی رو در روی حسین زمان بایستیم.که آن روز ما هم یزید زمانه خواهیم شد.
و من به این می اندیشم که در قبال خون های ریخته شده در حماسه ی عاشورا تا قیامت مدیون هفتاد و دو تن شهید کربلا و هفتاد و دو تن های ممتد هستیم.چرا که اگر آن خون ها ریشه های نهال اسلام را آبیاری نمی کرد امروز درخت تنومندی از اسلام در جهان روییده نمی شد که عالم را از خواب زمستانی بیداری کرده و در حیرت حقیقت عاشورا مانده است.
و آیا در پاسخ فدا کاری های هفتاد و دو تن های زمانه از حسین (ع) تا کنون حقی بر گردن نداریم؟و این حق جز این نیست که با بینش و معرفت عمیق از واقعه ی عاشورا مرگ با عزت را بر زندگی با ذلت ترجیح دهیم؟!و این در سایه جهاد حتی نفر به نفر در مقابل طاغوت و اتحاد مسلمین در برابر قدرت های پوشالی عالم تحقق نمی یابد.که این خود زمینه ساز انقلاب مهدی خواهد بود.نه آن که منزوی در بیابان عبادت ها کنیم و از مردمان دوری گزینیم و زهد و ریا را ترکیب کنیم و به نام عرفان به خورد جامعه دهیم.که این ها بر خلاف مسیر عاشورای حسینی ست.
اگر به دنبال عرفان هستید شهدای کربلا ثابت کردند که محور عرفان هم ولی ست.و به یاد آر که علی اکبر ها و ابالفضل ها در آن روز خونین فقط گقتند امام و امام همه چیزش را در اختیارشان گذاشت.
اللهم العجل الولیک الفرج.
نوشته شده توسط باران در سه شنبه 1388/10/01 ساعت 22:59 موضوع تندیس عشق | لینک ثابت
در روز چهارم محرم، عبیداللّه بن زیاد مردم كوفه را در مسجد جمع كرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شركت در جنگ با امام حسین علیهالسلام تشویق و ترغیب نمود.
به دنبال آن 13 هزار نفر در قالب 4 گروه كه عبارت بودند از:
1. شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛
2. یزید بن ركاب كلبی با دو هزار نفر؛
3. حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛
4. مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛
به سپاه عمر بن سعد پیوستند.9 بهم پیوستن نیروهای فوق از این روز تا روز عاشورا بوده است.
امروز:روزیست که حر بن ریاحی از سپاه فاسق دشمن برای امام حسین پیام می آورد....امام حسین حتی در بر خورد با دشمنش آن چنان با تدبیر و عاقلانه بر خورد کردند که پس از اتمام پیام حر از سپاهش امام ایشان را به راه حق و دوری از این ظلم بزرگ فرا خواندند.به همین جهت ایشان در چنین روزی از سپاه دشمن به سپاه امام حسین پیوستند و در آخر به شهادت می رسند.
بر گرفته شده از سایت شهید آوینیwww.aviny.comکه خود مطالب درون سایت از کتب معتبری که در پا ورقی آمده است استفاه شده است.

قسمت دوم:شعر
مدعی دیگر مزن بیهوده لاف عاشقی این حسین تنها یک عاشق دارد آن هم زینب است
زیبا ترین ستاره ی زیبای خلقت است
زیبا ترین سروده ی لب های خلقت است
زهرا ترین زهره ی زهرای خلقت است
لیلا ترین لیلی لیلای خلقت است
شیوا ترین سوال معمای خلقت است
گنجینه ی جزیره ی اسرار زینب است
یک تن شهید و یک تن اسیر شد
یک تن به خاک مانده و یک تن سفیر شد
یک تن نشان نیزه و شمشیر و تیر شد
یک تن کنار کشته ی صد پاره پیر شد
یک تن امیر آمد و یک تن امیر شد
بر غیره اش قافله سالار زینب است
مرجع اهل حرم تا ظهر اگر عباس بود
شب نگهبان درکنار نهر علقم زینب است
مدعی دیگر مزن بیهوده لاف عاشقی
این حسین تنها یک عاشق دارد آن هم زینب است
قسمت سوم:احادیثی از امام حسین
رهايي از آتش
امام حسین (ع): گريه از روی ترس از خدا، موجب رهايی از آتش است.
عقل كامل
امام حسین (ع): عقل كامل نمیشود مگر با پيروی از حق.
در احوال عبادت كنندگان
امام حسین (ع): عدهای از روی طمع عبادت خدا می كنند، اين عبادت سوداگران است، و جمعی از ترس بندگيی خدا میكنند، اين عبادت بردگان است و برخى به انگيزه شكر خدا را عبادت می كنند، اين عبادت آزادمردان و بهترين عبادتهاست.
در تصیح اون حدیثی که در اولین پستم گذاشته ام اگر دین نداری لا اقل آزاده باش باید بگویم که حدیث صحیح و کامل اش این چنین است:
لااقل آزاده باشيد
امام حسین (ع): وای بر شما ای پيروان آل ابیسفيان، اگر دينی نداريد و از معاد و روز قيامت نمیترسيد، پس لااقل در دنيا آزاده و جوانمرد باشيد.

التماس دعا.....اگه برای ما هم دعا نکردین عیبی نداره برای
مردم مظلوم فلسطین دعا یادتون نره ه ه !!!!
نوشته شده توسط باران در دوشنبه 1388/09/30 ساعت 15:10 موضوع قصه | لینک ثابت
السلام علیک یا ابوالفضل العباس
قسمت اول:روی داد های دوم محرم
1. "عمر بن سعد" یك روز پس از ورود امام علیهالسلام به سرزمین كربلا یعنی روز سوّم محرم با چهار هزار سپاهی از اهل كوفه وارد كربلا شد.
2. امام حسین علیهالسلام قسمتی از زمین كربلا كه قبر مطهرش در آن واقع ميشد را از اهالی نینوا و غاضریه به شصت هزار درهم خریداری كرد و با آنها شرط كرد كه مردم را برای زیارت راهنمایی نموده و زوّار او را تا سه روز میهمان كنند.
3. در این روز "عمر بن سعد" مردی بنام "كثیر بن عبداللّه" ـ كه مرد گستاخی بود ـ را نزد امام علیهالسلام فرستاد تا پیغام او را به حضرت برساند. كثیر بن عبداللّه به عمر بن سعد گفت: اگر بخواهید در همین ملاقات حسین را به قتل برسانم؛ ولی عمر نپذیرفت و گفت: فعلاً چنین قصدی نداریم.
هنگامی كه وی نزدیك خیام رسید، "ابو ثمامه صیداوی" (همان مردی كه ظهر عاشورا نماز را به یاد آورد و حضرت او را دعا كرد) نزد امام حسین علیهالسلام بود. همینكه او را دید رو به امام عرض كرد: این شخص كه ميآید، بدترین مردم روی زمین است. پس سراسیمه جلو آمد و گفت: شمشیرت را بگذار و نزد امام حسین علیهالسلام برو. گفت: هرگز چنین نميكنم.
ابوثمامه گفت: پس دست من روی شمشیرت باشد تا پیامت را ابلاغ كنی. گفت: هرگز! ابوثمامه گفت: پیغامت را به من بسپار تا برای امام ببرم، تو مرد زشتكاری هستی و من نميگذارم بر امام وارد شوی. او قبول نكرد، برگشت و ماجرا را برای ابن سعد بازگو كرد. سرانجام عمر بن سعد با فرستادن پیكی دیگر از امام پرسید: برای چه به اینجا آمدهای؟ حضرت در جواب فرمود:
"مردم كوفه مرا دعوت كردهاند و پیمان بستهاند، بسوی كوفه ميروم و اگر خوش ندارید بازميگردم... ."
متن بالا بر گرفته شده از: www.aviny.com است که خود نز بر گرفته شده از کتابای معتبری که در پاورقی نوشته شده است.بر داشته شده است.
قسمت دوم:شعر
سر نی
سر نى در نینوا مىماند اگر زینب نبود
كربلا در كربلا مىماند اگر زینب نبود
چهره سرخ حقیقت بعد از آن طوفان رنگ
پشت ابرى از ریا مىماند اگر زینب نبود
چشمه فریاد مظلومیت لب تشنگان
در كویر تفته جا مىماند اگر زینب نبود
زخمه زخمىترین فریاد،در چنگ سكوت
از طراز نغمه وا مىماند اگر زینب نبود
در طلوع داغ اصغر،استخوان اشگ سرخ
در گلوى چشمها مىماند اگر زینب نبود
ذو الجناح داد خواهى،بىسوار و بىلگام
در بیابانها رها مىماند اگر زینب نبود
در عبور از بستر تاریخ،سیل انقلاب
پشت كوه فتنهها مىماند اگر زینب نبود

قسمت سوم:احادیث
رفع گرفتاري مؤمن
امام حسین (ع): كسی كه گرفتاری و اندوه مؤمنی را برطرف كند و او را آسوده كند، خداوند گرفتاری و اندوه دنيا و آخرت را از او رفع میكند.
نشانههاي جاهل و عالم
امام حسین (ع): يكی از نشانههای جهل و نادانی، نزاع و جدال با غير اهل فكر است از نشانههای عالم، نقد سخن و انديشه خود و آگاهی از نظرات مختلف است.
كمخردي
امام حسین (ع): عجله كردن، كمخردی است.
اگه می خواهین در باره ی اعمال مستحب محرم بدونین. برین و قسمت اعمال مستحب محرم که در مفاتیح نوشته رو بخونین.

التماس دعا...........اگه برا ما هم دعا نکردین عیبی نداره دعا برای مردم مظلوم فلسطین یادتون نره ه ه !
نوشته شده توسط باران در یکشنبه 1388/09/29 ساعت 18:25 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

س لام!
حسین مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است.
اگر دین ندارید لا اقل آزاده باشید.(امام حسین (ع))
در طوفان حوادث با خدا بودن مهمه نه نا خدا بودن.
ای دل ای دل ای روزگار دل من کربلا می خواد.دیگه تو این شهر گناه نفسم بالا نمیاد.اینجابختم سیاه شده با جونیم تباه شده.آدما اینجا آقا جون تفریحشون با گناه ده.اینجا مردم تو حیا و معرفت خیلی فقیرند.تو شبای محرم تو شهر جشن می گیرن.یه نگاه کن ای آقا جون آبروی من رو بخر.زنده ی من آگه نشد مرئه ام رو کربلا ببر...
التماس دعا
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY
BLOGFA.COM
طراح این
قالب:
قالبهای مذهبی بلاگفا